<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://chenarestan.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">چنارستان</title>
	<link href="http://chenarestan.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Wed, 22 Feb 2012 22:27:55 GMT</updated>
	<author><name>صابر مرسلي ، طاهره محمودي</name></author>

	<openSearch:totalResults>7</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>7</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/57/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86+%d8%a8%da%86%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1/</id>
<updated>Wed, 25 Jan 2012 15:40:00 GMT</updated>
<title type="text">انجمن بچه هاي چنار</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;با سلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انجمن اينترنتي بچه هاي چنار راه اندازي شد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;اميدواريم که&amp;nbsp;اين انجمن&amp;nbsp; مکاني باشد براي بحث و تبادل نظر بيشتر&amp;nbsp;پيرامون چنار عزيزمان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شما مي توانيد&amp;nbsp;از طريق لينک زير وارد&amp;nbsp;صفحه ي اصلي انجمن شده، ثبت نام کنيد و با ورود به بخش ها و تالارهاي آن ، موضوعات خود را ارسال کنيد و&amp;nbsp;يا به موضوعات ارسال شده توسط ديگران پاسخ بدهيد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;براي ورود به&amp;nbsp;صفحه ي اصلي انجمن کليک کنيد :&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;a title=&quot;انجمن بچه هاي چنار&quot; href=&quot;http://www.chenar.blogveb.com/Forum&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;انجمن بچه هاي چنار &lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/57/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86+%d8%a8%da%86%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1/" title="انجمن بچه هاي چنار" type="text/html" />
<author><name>صابر مرسلي ، طاهره محمودي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/56/%d8%aa%d9%82%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%da%86%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%b3%d9%87/</id>
<updated>Wed, 09 Nov 2011 17:38:00 GMT</updated>
<title type="text">تقديم به بچه هاي موسسه</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;times new roman&quot;, times;&quot;&gt;ساعت دارد 4 مي شود و من هنوز نشسته ام و زل زده ام به اين برگه ... هنوز مي نويسم و خط مي خورد... هنوز نتوانسته ام حتي يک جمله بنويسم که خودم را راضي کند...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;times new roman&quot;, times;&quot;&gt;ساعت 2 بود که اين برگه را برداشتم... مي خواستم از جشنواره نشريات دانشجويي بنويسم... از سوم تا ششم خرداد بنويسم که نشريه هاي دانشجويي رفتند تهران و جايزه بردند و تقدير شدند اما چرتيک نرفت و جايزه نبرد و تقدير نشد چون چرتيک مال هيچ دانشگاهي نيست و اعضايش هم دانشجوهاي يک دانشگاه نيستند. چرتيک مثل آنها حامي ندارد?، قيمتش 1000 تومان نيست و ... صفحه هايش رنگي و روغني نيست...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;times new roman&quot;, times;&quot;&gt;چرتيک را فقط چند تا جوان مي نويسند که هر بار براي نوشتن هر سطر بايد دست از کار بکشند... هزارتا گره ي زندگيشان را باز نشده رها کنند... هر بار موقع نوشتن دست هايشان خسته است و چشم هايشان مي سوزد و آرزويشان است که روزي بتوانند فقط يک صفحه از چرتيک (بچه ها چرتيک) يا روي جلد را رنگي بزنند ... از جشنواره ي نشريات به اين ور ساعت ها تا 4 نيمه شب آسان نمي گذرد ... (مي نشينم و زل مي زنم به روزنامه ها و مجله هاي دور و برم ... به کاغذ سفيد پيش رويم ... گاهي مي نويسم و خط مي خورد ... خيلي چيزها دارم ... براي فکر کردن ... براي افسوس و حسرت و اميد ... ) برايم &amp;nbsp;عجيب است که : هيچ جشنواره اي، همايشي، مسابقه اي، هيچ جايي توي اين دنيا براي تقدير شدن چرتيک وجود ندارد ... هيچ جايي نيست که اين دست ها خستگي درکنند ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;times new roman&quot;, times;&quot;&gt;و آن ها شايد با اين سطرهاي من موافق نباشند. بي شک دادشان در مي آيد که تقدير نمي خواهند و نمي خواهند کسي دستشان را به عنوان برنده بالا ببرد ... فقط فرصتي براي مبارزه مي خواهند و شايد اندکي اميد...&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &quot;times new roman&quot;, times;&quot;&gt;گزيده ي سخنان امام علي (ع) را که آقاي حاج عباس سميعي فرستاده اند مي خوانم : اي مالک مباد که در حکومت تو خادم و خائني يکسان باشند زيرا خادمي که در ازاي خدمت خود مزد و مرحمت نبيند دلسرد و لاقيد گردد... &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/56/%d8%aa%d9%82%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%da%86%d9%87+%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%85%d9%88%d8%b3%d8%b3%d9%87/" title="تقديم به بچه هاي موسسه" type="text/html" />
<author><name>صابر مرسلي ، طاهره محمودي</name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/53/%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86+%d9%85%d8%a7+%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af+%d9%85%d9%8a+%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af+%da%86%d9%88%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%85!/</id>
<updated>Tue, 31 May 2011 04:50:00 GMT</updated>
<title type="text">فرزندان ما معتاد مي شوند چون خودمان مي خواهيم!</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;يکي از مشکلات و معضلاتي که امروزه گريبانگير برخي جوامع شده ، بيماري اعتياد است. وقتي سخن از اعتياد است، ذهن ما معطوف به قشر جوان مي شود. چرا که اين تير مهلک جوانها را نشانه رفته و به تبع آن جامعه را فلج مي کند. در اينجا مي خواهيم به صورت مختصر از علل گرايش فرزندان چنار به مواد مخدر صحبت کنيم و به اين سؤال بپردازيم که : چرا جوانان ما به سمت مواد مخدر مي روند؟ چرا...؟&lt;br /&gt;&amp;nbsp;اولين و مهم ترين دليل که بسيار مشهود است: بي ايماني ، کم توجهي به مسائل معنوي ، زير پا گذاشتن اصول و به تبع آن سليقه اي عمل کردن ما است. چنانکه در دراز مدت بر اثر بي توجهي به اين اصول ، براي هر موضوعي تعريفي خاص (آنچنان که خواسته ايم) ارائه داده و براي خود منشوري ساخته ايم و طبق اين منشور مدت هاست هم خودمان اشتباه مي کنيم و هم به فرزندانمان آموخته ايم. &lt;br /&gt;از ديگر عواملي که موجب گرايش فرزندان ما به اين مواد شده ، مي توان به : عدم تربيت و کنترل صحيح ، فاسد بودن محيط ، وجود درصد بالاي افراد مصرف کننده ، دسترسي آسان به اين مواد ! شب گردي بچه هاي کم سن و سال، فاصله گرفتن بچه ها از محيط خانواده و پيوستن به گروه همسالان و از همه مهم تر از بين رفتن قبح و زشتي اين عمل اشاره کرد. که هر کدام بايد مورد بررسي قرار گرفته و در جهت بهبود اين شرايط گام هايي برداشته شود. اما از موارد فوق مي خواهيم به نقش خانواده ها در اين فاجعه ي جبران ناپذير اشاره کنيم و ادعا کنيم که : &amp;laquo;فرزندان ما معتاد مي شوند چون خودمان مي خواهيم!&amp;raquo; &lt;br /&gt;شايد عجيب به نظر برسد، اما اين واقعيتي است تلخ...! براي اثبات اين ادعا چند سؤال مطرح مي کنيم: آيا سيگار که به نوعي سرمنشأ همه ي اين مصيبت ها است به جزء جدايي نشدني فرهنگ ما تبديل نشده؟ ( تا جايي که در مسجد هم سيگار مي کشيم!) آيا مهماني و شب نشيني هاي معمول ما با مواد مخدر عجين نشده؟ آيا شب هفت تولد بچه هايمان از اين مواد استفاده نمي کنيم و آيا فرزندان ما اين صحنه ها را نمي بينند ؟ آيا مي شود از آنها انتظار داشت از اين تصاوير درس تنفر از مواد مخدر را بياموزند؟! آيا در عروسي هايمان اين مواد را به نسل جوان هديه نمي دهيم؟ عروسي هاي چنار تنها جايي است که افراد بدون هيچ محدوديت و کنترلي مشروبات الکلي و مواد&amp;nbsp; مخدر مصرف مي کنند!&lt;br /&gt;&amp;nbsp;خانواده ي داماد خود را موظف مي دانند به جوانان پاک چنار اين مواد&amp;nbsp; را هديه کنند! و خلاصه اين که مصرف مواد&amp;nbsp; مخدر از مرز يک عادت عبور کرده و به&amp;nbsp; فرهنگ ما تبديل شده!! ما حتي هنگام عيادت بيمار هم...!&lt;br /&gt;&amp;nbsp;آنقدر پيش رفته ايم که امروز، فرزندانمان در روز روشن و در مرکز روستا با بدني برهنه اين مواد کشنده را براي هم تزريق مي کنند !&lt;br /&gt;فراموش نکنيم اعتياد امروزِ فرزندانمان نتيجه ي مستقيم و طبيعي اعمال خودمان است. اصلا عجيب نيست. عجيب اين نيست که جوانان ما معتاد مي شوند، عجيب اين است که ما به بهانه ي دو روز عروسي ، عروس ، داماد ، خانواده و اطرافيانشان را بيچاره مي کنيم. بايد بپذيريم که اين راه را اشتباه مي رويم. با اين شرايط اگر کسي راهِ خوب رفت بايد تعجب کرد. چرا بايد خوب باشيم وقتي اين همه فرصت براي بد شدن داريم؟ پدران ما امروز با خوشحالي و افتخار به فرزندان پاک چنار مواد مخدر هديه مي کنند و فردا با تعجّب و تحيري خاص به معتاد شدن آنها خيره مي مانند!؟! تا کجا مي خواهيم پيش برويم؟ چند خانواده ي ديگر بايد قرباني اعتياد شود تا ما به خودمانبياييم؟ نمي خواهيم زحمات پدر و مادر و بزرگ ترهايمان را ناديده بگيريم ، اما ... ! ما از فرزندانمان چه مي خواهيم؟ از آنها توقع داريم مدارج علمي را طي کنند؟ ورزشکار شوند؟ مهندس، معلم ، دکتر؟&amp;nbsp; چقدر فعاليت مساجد ، مراسم مذهبي، مسابقات ورزشي، اوقات فراغت، باشگاه هميشه تعطيل چنار و ... برايمان اهميت دارد؟ آيا اصلا به اين ها فکر کرده ايم؟ وقتي فرزند ما چشم باز مي کند ، جز دود و دم و ... نمي بيند چگونه از او توقع داريم مثلا قهرمان شنا شود؟ در مسابقات ورزشي مقام کسب کند؟ مدارج علمي را يک به يک طي کند؟ سالم زندگي کند؟ و ... . يقين بدانيد مادامي که اين گونه پيش برويم و در رفتارمان تجديد نظر نکنيم اين روند با شدت بيشتر ادامه خواهد داشت و خبري از سلامتي و افراد سالم در روستا نخواهد بود. &lt;br /&gt;تا امروز تصور ما اين بود که با &amp;laquo;يک جو غيرت&amp;raquo; مي توان خود را از کمند اين بيماري دور نگه داشت و يا در صورت ابتلا از چنگ آن رها شد. اما با مبتلا شدن افراد با درجه ي غيرت بالا، بايد اعتراف کنيم که در اين محيط ديگر يک جو غيرت براي سالم ماندن کافي نيست. براي نجات روستا از اين باتلاق بايد از همين امروز دست به کار شويم و هر کس به سهم خود به فکر حل اين معضل باشد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;اين کار شدني است اگر بخواهيم ... بايد در برخورد با مسائل مختلف اجتماعي تجديد نظر کنيم. عروسي هاي امروز چنار (که يکي از عوامل مهم گرايش جوانان ما به مواد مخدر است) هيچ توجيهي ندارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بايد مواد مخدر از مهماني ، شب نشيني ، عروسي ، جشن تولد و ديگر مناسبت هاي ما حذف شود. راه دومي وجود ندارد. شک نکنيد راه همين است...&lt;br /&gt;فرزندان ما دقيقا در همان مسيري حرکت مي کنند که ما براي آنها تعيين کرده ايم. امروز وقت آن است که با رويکردي مناسب تغيير مسير داده و در جهت درست حرکت کنيم تا به زودي فرزندانمان الگويي مناسب و راهي روشن براي حرکت به سمت آينده داشته باشند. &lt;br /&gt;به اميد روزي که با توکل به خداي مهربان و همت خانواده ها بچه هاي چنار در سلامت کامل به سر ببرند و ديگر هيچ خانواده اي دغدغه ي اعتياد فرزندش را نداشته باشد. تا خانواده ها بار ديگر طعم خوش آرامش را بچشند.&amp;nbsp; ان شاء ا... &lt;br /&gt;سلامت باشيد و مهربان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&amp;nbsp;منصور سميعي&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://chenarestan.ParsiBlog.com/Posts/53/%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86+%d9%85%d8%a7+%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a7%d8%af+%d9%85%d9%8a+%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%af+%da%86%d9%88%d9%86+%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d9%8a%d9%85!/" title="فرزندان ما معتاد مي شوند چون خودمان مي خواهيم!" type="text/html" />
<author><name>صابر مرسلي ، طاهره محمودي</name></author>
</entry>

</feed>
