سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
چنارستان
از دوستان علاقه مند خواهشمندیم با ارسال مقاله، عکس،طراحی و کاریکاتور و دیگر آثار خود با محوریت چنار و مسائل آن ما را در پربار نمودن وبلاگ یاری کنند
   1   2   3   4   5   >>   >

گفت و گو

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 28/3/90 3:31 صبح

در ستون جدید «از میان مردمم...» نشریه در شماره ی 12، گفت و گوی ما با خانم بتول مرسلی (عمه بتول) که به درمان های گیاهی در چنار مشهور است آمده که در اینجا می توانید آن را ملاحظه بفرمایید.




چنارستان: خودتون رو معرفی کنید، چند سال دارید؟
اول از همه ی شما تشکر می کنم و آرزو می کنم موفق باشید. من بتول مرسلی فرزند قربانعلی مرسلی هستم و 77 سال سن دارم.



چنارستان: چند وقته که داروهای گیاهی جمع می کنید؟
الان 40 ساله که این کار رو می کنم. چون اولین باری که تونستم موفق بشم در مورد یکی بود که بچه دار نمی شد. و اون بچه ای که با داروی من به دنیا اومد الان 40 سالشه.



چنارستان: این کار رو از کی یاد گرفتید؟
از کس خاصی یاد نگرفتم و آموزش خاصی ندیدم. ماجرا از اینجا شروع شد که خودم مشکل نازایی داشتم و برای معالجه به کرمانشاه رفتم و مشکلم حل شد. و از روی دارویی که به من داده بودن تونستم روش درمان این مشکل رو پیدا کنم و تونستم اون داروها رو از کوه و صحرا پیدا کنم.



چنارستان : چطور به این کار علاقه مند شدید؟
اول این که تا خدا نخواد هیچ کس نمی تونه کاری انجام بده. ولی وقتی خودم معالجه شدم به این فکر افتادم که چرا وقتی راهی واسه درمان وجود داره من این کار رو واسه مردم انجام ندم. به دنیا اومدن بچه ای که الان چهل سال داره هم خودش برام علاقه درست کرد و باعث شد علاوه بر نازایی امروز واسه چیزای دیگه هم دارو داشته باشم.



چنارستان : چقدر مراجعه کننده (مشتری) دارید و بیشتر از کجاها میان؟
شاید سالی 30 یا 40 نفری میان برا دارو و بیشتر کسایی هستن که میشناسن یا بهشون معرفیم کردن. اکثرش از چنار بوده ولی چند مورد هم از شهرهای همدان، کرمانشاه، تهران و روستاهای اطراف و اکثرا یا چنارین یا چناری ها معرفی کردن.



چنارستان :  تا الان چه مریضی هایی رو تونستید درمان کنید؟
بیشترین تجربه ام در دارو دادن برای نازایی بوده و شاید تا حالا 50 یا 60 نفر یا برای خودشون یا آشناهاشون تو شهرهای دیگه دارو بردن. تو روستای خودمون چند سال پیش یه بچه ای بود که دو سال سل داشت ، من درمانش کردم. همین چند روز پیش از روستاهای اطراف اومدن دنبالم و رفتم اونجا ، بچه ای رو که اسهال داشت مداوا کردم. و مریضی های دیگه مثل فشار، قندخون و جوش بوده که با استفاده از عرقیاتم مداوا کردم.



چنارستان :  داروها رو از کجا جمع  می کنید؟
بیشتر داروها مخصوصاً داروی زخم رو از کوه و داروهای دیگه رو هم از کوه و هم از باغ و زمین کشاورزی جمع می کنم.



چنارستان: خودتون چقدر از داروهای گیاهی استفاده می کنید؟
شکر خدا خودم مریضی خاصی ندارم. ولی برای مریضی های کوچیک دکتر نمی رم و از داروهای گیاهی استفاده می کنم.



چنارستان : معمولا قیمت داروهاتون چنده؟
با وجود این که جمع کردن این داروها سخته، اصلاً قیمتش اندازه ی سختیش نیست. ولی معمولا داروی نازایی 6 هزارتومان و و عرقیات 3 یا 4 هزاره. 



چنارستان : شما به عنوان یک شخص با تجربه چه نصیحتی برای چناری ها دارید؟
من خودم همیشه خدا رو مد نظر دارم و همه رو واسه توکل به خدا تشویق می کنم. و این کار باعث می شه از خیلی از بدی ها و مریضی ها مثل اعتیاد دوری کنن و از خدا می خوام به همه ی جوانان و مردم چنار بصیرت بده. 


                                  


   تهیه کننده : فاطمه رحیمی رادفر




کلمات کلیدی :

چرتیک 12 چاپ شد !

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 21/3/90 1:57 صبح

سلام. بالاخره شماره ی دوازدهم چرتیک هم چاپ شد و امروز (جمعه بیست خرداد) فروش اون در چنار شروع شد. این چرتیک در 10 صفحه ی اصلی و 4 صفحه «بچه ها ! چرتیک...» و با قیمت 200 تومان و حاوی این مقاله هاست :


- « به جای سرمقاله » با سه یادداشت «به خاطر همسایه» از افشین هدایتی ، «حکایت چرتیک و آر پی جی» از مجتبی بهروزی و «تقدیه به بچه های موسسه» از طاهره محمودی. 


- ستون جدید «از میان مردمم ...» که این شماره ی آن گفت و گویی با «عمه بتول» (که به درمان های گیاهی در چنار شهرت دارد) پرداخته  و فاطمه رحیمی آن را تهیه کرده است.


- «روستای من چنار...» که نگاهی است به دستاوردهای اولین مسابقه ی انشانویسی چنار به همراه متن کامل انشای نفر برنده ، آقای «مهدی شیخ محمدی».


- دومین قسمت ستون بهداشتی روانشناسی هم مقاله ایست با عنوان «میم مثل مادر شدن...» که ندا مرسلی (دانشجوی کارشناسی مامایی) در آن به نکات مهم و مفیدی برای دوران بارداری پرداخته است.


- «همه چی آرومه، تو موفق می شی... !» هم مقاله ای است برای کنکوری های امسال که طاهره محمودی و صابر مرسلی آن را نوشته اند.


- پرونده ی ویژه ی این شماره هم با موضوع «مروری بر ورزش در چنار» شامل این بخش ها بود :


- «شش سال پا به توپ...» (نگاهی به سابقه ی فوتبال چنار در شش سال اخیر) نوشته ی آقای شهرام مرادی. 


- «اخبار ورزشی چنار، چهل سال بعد...» مقاله ی طنزی نوشته ی  «سیراموزه» !


- «شمشیر برّا» نوشته ی مجتبی بهروزی.


و بالاخره کاریکاتوری از محسن شیخ محمدی.




 «بچه ها چرتیک» هم شامل مسابقه، لطیفه، جدول، عکس بامزه (بزرگ ترین بستنی دنیا) ، «علی ویزیون» و آفرین بچه ها است. 




دوستانی که به نسخه ی چاپی چرتیک دسترسی ندارند به این آدرس به ما ایمیل بزنند تا پی دی اف چرتیک برای آنان ارسال شود.


chertik87@gmail.com


 


چرتیک 12


کاریکاتور : محسن شیخ محمدی


 


 


 




کلمات کلیدی :

ایجاد انجمن اینترنتی چنار

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 14/2/90 3:53 عصر

سلام


انجمن اینترنتی چنار راه اندازی شد!


این انجمن جاییه برای بحث ها و تبادل نظر دوستان عزیز چناری (داخل و خارج کشور) و امیدواریم با عضویت دوستان و ادامه ی بحث ها بتونیم محیطی خوب و کارا ایجاد کنیم.


کار توی انجنمن خیلی ساده است. فقط کافیه عضو بشید و بعد می تونید موضوع جدید مطرح کنید یا درادامه ی موضوعات قبلی نظرتون رو بنویسید


چون سایت های فارسی زبان به راحتی و بدون مشکل فضای انجمن نمی دادند از یک سایت خارجی گرفته شده . هر چند زبان سایت تقریباً فارسیه (حالا خواهید دید!)


آدرس انجمن چنار chenar.bigboardlive.com هست و برای ورود می تونید اینجا کلیک کنید


بی نهایت ممنون




کلمات کلیدی :

چشمت

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 30/1/90 12:27 عصر

 


عجب کاری به دستم داد چشمت


که بر چشمان من افتاد چشمت


سیه بادام ، نرگس گون ، مِی آلود


الهی خانه اش آباد چشمت


کلاس عشقبازی می گذاری


و من شاگردم و استاد چشمت


ندارم زَهره ی نامهربانی


سرِ دل می کشد فریاد چشمت


الهی رویِ هوشیاری نبیند


امان از مستِ مادر زاد چشمت


شنیدم گفته ای فیضی غریب است


برو خوش باش ، روشن باد چشمت


 


الماس فیضی




کلمات کلیدی : با شاعران چنار

پترس فداکار

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 13/10/89 4:36 عصر

روزی روزگاری پسری به اسم «پترس» در چنار زندگی می کرد. چند روزی بود که پترس همراه رفیقاش برای ورزش
صبحگاهی به کوه می رفت. یکی از ین روزها پترس و دوستاش به طرف کوه «قرارخانه» رفتن و پس از کلی نرمش کردن ، به طرف منبع آب بالای روستا برگشتن تا نرمش رو روی پشت بام منبع ادامه بدن.
از قضا پترس که از رفقاش عقب مونده بود متوجه چیزی شد ؛ به طرف پایین منبع آب رفت و در کمال ناباوری دید که تمام دیوار منبع سوراخ شده و مدام آب هدر میره.
به یادش افتاد که سال اصلاح الگوی مصرفه و نباید بذاره آب آشامیدنی مردم همینطوری هدر بره و «دهقان فداکار» هم مجبور بشه فدکاری کنه و از همون آب ها در جهت مصرف زراعیش استفاده کنه !
عزمش رو جزم کرد و تصمیمش رو گرفت ؛ اینجا جای فداکاری بود !
هنوز خورشید در نیومده بود و «چوپان دروغگو» هم از خواب بیدار نشده بود که پترس دستاش رو به طرف آسمون گرفت و گفت : «الهی به امید تو نه به امید خلق روزگار»!
آستیناش رو بالا زد، انگشت اشارش رو به طرف منبع آب دراز کرد و توی یکی از سوراخ های منبع فرو کرد. همونجا بود که فهمید باید از انگشت های دیگه اش هم استفاده کنه ؛ انگشت شست ، انگشت سبابه ، انگشت کوچیک و خلاصه هر چی انگشت داشت فرو کرد توی سوراخ ها. کفش هاش رو هم در آورد و از انگشت های پاهاش هم استفاده کرد.
ولی باز هم آب همینطوری هدر می رفت!
از فرط خستگی و تشنگی دهنش رو جلو آورد و یه کم آب خورد.حالش رو به هم زد. با خودش گفت: « این دیگه چه جور آبیه؟! چه بد مزه است » اما باز بعضی از هم روستایی هاش رو یادش اومد که روزها به انتظار همین آب بد مزه، هی با شوق شیر آب رو باز می کنن اما خبری نیست که نیست!
دوباره گفت: « هر چی باشه مردم به این آب احتیاج دارن ! »
رفیقاش رو که همچنان بالای منبع مشغول نرمش و ورزش بودن صدا زد و گفت: «کمک ، کمک ، بیاین اینجا یه کاری بکنین، آب داره هدر می ره »
رفیقاش هم دوون دوون برای کمک به پتروس فداکار پایین اومدن اما همه ی انگشت های اونا هم جوابگوی سوراخ هایی نبود که آب ازشون هدر می رفت!
پتروس دیگه داشت امیدش رو از دست می داد و یه جورایی بی خیال فداکاری می شد ولی یکباره فکری به ذهنش رسید: اینکه از رفیقاش که سخت در حال فداکاری بودن عکس بگیره و توی گاهنامه ی چرتیک چاپش کنه تا شاید اینجوری یه فرجی بشه...
مجتبی بهروزی
« دارم از منبع آبش گله چندان که مپرس                   که چنان رخنه در او گشته فراوان که مپرس                        
بیش از اینم کِلِکی نیست که تقدیم کنم                          بستم امید به اکلاک عزیزان که مپرس »             
                                                                                                   (سیراموزه )


 


 


 



 


 


 




 


 


 


 


 


 




کلمات کلیدی :

دیر اومدیم ، با کلی تصویر اومدیم!

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 8/6/89 2:3 صبح

سلام.


از خرداد تا شهریور کلی راهه ! ببخشید که این همه دیر اومدیم. یه قسمتش به خاطر این بود که درگیر برگزاری اولین نمایشگاه عکس و نقاشی چنار با عنوان « چنار ، از زمستان تا بهار » بودیم. و بقیه اش هم تنبلی !


خدا رو شکر با تلاش بچه ها و یاری و استقبال خوب مردم نمایشگاه  آبرومندانه برگزار شد. یکصد عکس و حدود سی نقاشی برای شرکت در نمایشگاه فرستاده شده بود که از این بین 36 عکس (پرینت رنگی در اندازه ی A3   ) و 20 نقاشی به نمایش عمومی در اومد. نمایشگاه از 16 تا 20 مرداد در ساعات 9 صبح تا 12 ظهر و  4 تا 7 بعد از ظهر دایر بود. اسامی برندگان بخش های عکس و نقاشی نمایشگاه در شماره ی بعدی نشریه ی سازمان ( چرتیک) منتشر خواهد شد. تعدادی از عکس های نمایشگاه رو می تونید درنگارستان چنار ببینید.بقیه ی عکس ها رو هم به تدریج در نگارستان می ذاریم. حتما سر بزنید. نظر هم فراموش نشه لطفا!       




کلمات کلیدی : نمایشگاه عکس

کلید توسعه ی چنار

ارسال‌کننده : صابر مرسلی ، طاهره محمودی در : 13/3/89 10:58 صبح

همان طور که درمان درد هر بیماری در درجه ی اول مستلزم تحلیل وضعیت عمومی بیمار و شناخت نوع بیماری است ، برای درمان دردهای مهلک چنار نیز باید شناخت جامعی از وضعیت چنار داشته باشیم. این شناخت شامل دو بعد است : الف) پتانسیل ها و ظرفیت ها ب) ضعف ها و ناملایمات چنار. 
ابرهای سیاه تنگ دستی و فلاکت و فقر فرهنگ عمومی که روشنایی نور امید را در پس خود فرو برده،  پرتگاه های هولناک اعتیاد، جنگ و جدال جاهلیت عصر حجری، کوچه های باتلاقی آراسته به زباله های رنگارنگ و فضولات حیوانی ، نبود فعالیت  تولیدی در روستا در بخش کارگاهی و صنعتی ناملایماتی اند که جزء زندگی روزمره ی همه یا بیشتر اهالی اند. وقایعی تلخ که کتمان آنها تنها پاک کردن صورت مسئله است. 
بخش دیگری از این وقایع پتانسیل های (ظرفیت های) توسعه می باشند، از جمله : جمعیت متناسب چنار ،  تحصیل کرده های پرشمار، جوانی جمعیت و همدلی بین این نسل ها ، که ذاتی تحول¬طلب دارند و نیز شمار بالای رأی دهنده (بیش از 60%) که از چنار محرک  وسوسه انگیزی ساخته برای کاندیداهای مجلس، سرمایه گذاران و خود اهالی ، محوریت چنار برای روستاهای همجوار ،  وجود اماکن آموزشی تا سطح متوسطه ،  تولیدات متنوع زراعی و باغی ، انتشار نشریات تنار و چرتیک که پلی است بین مسئولین  مردم و حتی خود هم چناری ها  و وجود بارگاه مطهر امام زاده هادی (ع) ، آری امامزاده.  
کلید توسعه ی چنار؟! 
در سایه روشن توهّم خود جاده ای را طرح ریزی کرده ایم، آن را جاده ی «کلیایی» نام نهاده ایم و تصور می کنیم که به سرعت برق و باد احداث می شود و بخش اعظم مشکلات روستا را (از هر جنسی که باشد) سریعا حل می کند. غافل از این که پتانسیلی هست که با صرف هزینه و زمان کمتر، بازده بیشتری را نصیب چنار می کند. 
این کلید طلایی امامزاده است که یا اصلاً به عنوان یک مزیت مهم شناخته نمی شود، یا این که برخی از اهالی با بی مهری تمام از آن تحت عنوان یادگاری از دوران تسلط نذهب سنّتی که اکنون تاریخ انقضای آن به سر رسیده یاد می کنند. البته طیف دیگری از هم چناری هایمان نیز وجود دارند که به واسطه ی پایبندی به ارزش های مذهبی   و ارادت به خاندان نبی اکرم (ص) پیوندی ملکوتی با این میهمان ملکوتی یافته اند، اما این دسته نیز در خودآگاه ذهن خود اندک ضرورتی نسبت به توسعه ی این مکان احساس نکرده اند.
به یقین امامزاده  حلقه ی مفقوده ی معمای توسعه ی چنار است.این مکان زیارتی با داشتن مزایای نسبی از جمله: جنگل های طبیعی تاک، کشتزارهای کم شیب بالا دست امامزاده، چشمه سارانی که هدایای در سای خود را از هیچ رهگذری دریغ نمی کنند، توده های متراکمی از صخره در کنار دره ها و بوته زارها، چشم انداز کم نظیری از جاده ، سیلی از گردشگران که در مناسبت ها ی مذهبی و اعیاد روانه ی دیار ما می شوند و از همه مهم تر خود بارگاه مطهر . اتحاد این پدیده ها مجموعه ی زیارتی – تفریحی کم نظیری ساخته که در خور توجه بیشتر اند.
اما وضعیت امام زاده از نظر رفاهی و بهداشت تاسف بار است. عدم وجود شبکه ی برق جهت روشنایی و استفاده از وسایل الکتریکی، زیربنای کم بارگاه متبرکه ( که در زمان شلوغی توقف در داخل صحن و انجام واجبات و مستحبات را با مشکل مواجه می کند )، نامناسب بودن سرویس های بهداشتی، نبود مکان مناسب و بدون مزاحمت جهت اقامت مسافران و زائران، مشکل تردد وسایل نقلیه، ترددهای بی مورد و ایجاد مزاحمت از طرف برخی افراد و ده ها مشکل ریز و درشت دیگر که پرداختن به آنها از حوصله ی بحث خارج است. 
در صورت رفع این موانع «مجموعه ی تفریحی – زیارتی امام زاده هادی (ع)» به تفرجگاهی کم نظیر حتی در سطح استان تبدیل خواهد شد که این امر طبیعتا درآمد زیادی را نیز نصیب روستا خواهد کرد.  همانند بسیاری از شهرها و روستاهایی که به دلیل داشتن مکان های مذهبی و از طریق «گردشگری مذهبی» رونق یافته اند .  گردشگری مذهبی یکی از انواع گردشگری است که مورد توجه بسیاری از دولت ها با ادیان مختلف می باشد. از مهم ترین نمونه های گردشگری مذهبی می توان به تجمع هر ساله ی مسلمانان در مکه  و یا مسیحیان در واتیکان جهت دیدار  پاپ  اشاره کرد. نکته ی مهم بهره برداری کشورها از  گردشگری مذهبی است به عنوان مثال  این  نوع گردشگری در ترکیه  به علت وجود  اماکن مذهبی  زیاد (اعم از اماکن اسلامی و مسیحی ) باعث پیشرفت و قوت اقتصادی ترکیه شده است  و یا در ایران سالانه حدود سه میلیون نفر از شهر قم و بیست میلیون نفر از مشهد مقدس دیدن می کنند  و مسلما حضور این تعداد گردشگر نیازمند ساخت  مکان های اقامتی و رفاهی ، حمل و نقل  و سایر خدمات و در نتیجه اشتغال زایی است  و نیز باعث رونق بازار این شهر ها می شود.  از  همه ی این مثال ها به راحتی می توان نتیجه گرفت که عموما  وجود  مکان مذهبی در  برخی شهرها باعث  رونق و بهبود  اوضاع آن شهر شده است  اما همانطور که قبلا گفته شد در چناربا وجود تعداد  قابل توجهی زایر  ، هیچ بهره ای از گردشگری مذهبی نصیب چنار نشده است  !؟!
برای درک بهتر  موضوع  نمونه ای آشنا را مثال می زنیم . حتما همه ی شما هم چنار ی های عزیز  نام شاهزاده محمد را شنیده اید و  یا  به زیارت آن رفته اید . امامزاده محمد(ص) یا شاهزاده محمد (ص) در شهرک درب گنبد  و در شهرستان کوهدشت استان لرستان قرار دارد.  حتما خیلی از شماها که قبلا به آنجا مسافرت کرده اید یادتان هست که تا چند سال پیش آنجا روستایی بیش نبود اما اکنون تبدیل به  بخش شده است.  درب گنبد به خاطر وجود این امامزاده در این چند سال پیشرفت های خوبی کرده و رسیدگی به بارگاه و صحن امامزاده باعث جذب زائران بیشتر و خود این نیز باعث رونق اقتصادی شهر شده است. جالب است بدانید که جمعیت درب گنبد از چنار کم تر است. در نموداری که در ادامه آمده مقایسه ای بین چنار و درب گنبد از نظر چند شاخص جمعیتی صورت گرفته است که نشان می دهد جمعیت کل و جمعیت باسواد مردان و زنان چنار از درب گنبد بیشتر است. و نیز نسبت تعداد باسواد به جمعیت چنار از درب گنبد بیشتر بوده و تعداد بی سواد به جمعیت چنار کمی از درب گنبد کمتر است.  
   
تهیه کنندگان : بهنام کاظمی – صابر مرسلی
     

نمودار مقایسه



کلمات کلیدی : امامزاده

   1   2   3   4   5   >>   >

دریافت چت روم

دریافت کد موسیقی